close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
آی مردم جاینتان خالی !!!
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 57
کل نظرات : 35

بازديد امروز : 4 نفر
بارديد ديروز : 3 نفر
بازديد هفته : 11 نفر
بازديد ماه : 11 نفر
بازديد سال : 11 نفر
بازديد کلي : 12,052 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ

وبلاگ حجاب بانو نوشت؛ وقتی که دل بی طاقتم به مسجد رسید و می خواست اسباب نیاز بگسترد، عقل نادانم ، مردد در چارچوب درب خانه مان ایستاده بود و محاسبه می کرد، اما اکنون او نیز می داند که اعتکاف  گوشه ای از بهشت است  و اهل آن زبدگانی هستند که خدا آنان را به خانه خود وبسوی خود خوانده است.آی مردم ! آی مردم! جایتان خالی !آنجا که همسایه دیوار به دیوار مان خدا بود ومجالی، تا زیباترین لحظات را تجربه کنیم.

 

خدای من ! ای تنها ترین تنهایی تنهایی هایمان ! این ضجه زدن ها ، آه وناله کردن ها وفریاد زدن ها که تنها وجود ما بلکه خانه تو را نیز فرا گرفته از چه سخن می گویند؟ این مشتاقان درگاهت برای چه سه روز از دنیا بریده اند ودل به تو بسته اند وبه انتظار نیم نگاهی وعنایتی از سوی تو خالصانه می گریند. اما افسوس که خیلی زود گذشت وخیلی از حرفها ناتمام ماند وهم اکنون در انتظار رمضان ویا اعتکافی دیگر می مانیم.

 

یا حبیب القلوب ! تو را باید در دلها عاشقانت جستجو کرد. پروردگارا ! به آبروی این دلدادگانت تعجیل د رفرج آقا امام زمان (عج) را از تو می خواهیم وآرزو می کنیم بک یا الله ...یا الله و گاهی سکوت تمام مسجد را فرا می گرفت .به راستی در لابلای این سکوت ها چیست؟ همه تو را با تمام وجود می خوانند ، عده ای صلوات هدیه می کردند ،عده ای پیشانی نیازشان را به درگاه تو ای معشوق وحبوب می ساییدند ونماز می گزاردند ، زیارت عاشورا که خوانده می شد ، گویی عاشورای حسینی دوباره زنده می شد.

 

دلم نمی خواست مزاحم خلوتشان شوم ، اما دوست داشتم از حال و هوایشان برایم بگویند که چگونه گذشت؟ یکی از معتکفین می گوید : چه زود گذشت ، خیلی زود به طوری که ما اصلاً گذشت زمان را احساس نمی کردیم . ای کاش این سه روز تمام نمی شد چرا که شیرین ترین و پر خاطره ترین لحظات زندگی ام بوده ووجودم حیاتی دوباره گرفت، روز آخر را هیچ وقت فراموش نمی کنم چه سخت است وداع با ایام البیض با اعتکاف و معتکفین. آن بغض هایی را که خود را درلابه لای حنجره ها پنهان کرده و فشرده شده بودند، رهایی یافتند و گونه های شیفتگانت سرخ بود از درد اشتیاق.

 

دخترکی تازه به سن تکلیف رسیده بود ودعایش چه زیبا بود می گفت : از خدا می خواهم امام زمانم را زودتر بیاید تا ظلم را ازبین ببرد.خوب می دانم که چه دلتنگ می شوی آن لحظه که بار سفرت به دست، از تک تک همسفرانت در این سه روز خداحافظی می کنی شاید بارانی شدن آسمان چشمانت، بارش قطرات باران اشک بر کویر خشکیده دلت دراین سه روز طراوت خاصی نموده وبه فریاد دلت برسد.

 

 زنی که مسن بود می گفت: اعتکاف فرصت سبزی است تا هر صاحب دلی بتواند طعم زندگی را بچشد. خوب می توانم تصور کنم؛  تا چند صباحی خاطرات خوش مهمان خدا بودن را یادآور می شوی وحسرت زودگذربودن آن ها ، بغض گلوگیرت خواهد شد. به زودی این تمرین سه روزه را با اردویی سی روزه در ماه مبارک رمضان پیوند خواهی داد و دوباره طعم خوش مناجات سحر و لذت سفره افطار را خواهی چشید ، ان شاءالله.

 

 و آقا جان در آخر دعای همه معتکفین این است :اللهم اعجل لولیک الفرج.

 

 

سیده زینب حیدری

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب ها : اعتکاف , مردم , معتکف , فرج , حجاب بانو ,
بازديد : 39
[ ] [ 12:21 ] [ سیده ]
آخرين مطالب ارسالي
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

آرشيو
جست و جو